|
یکی ازویزگی های برجسته ایرج جنتی عطایی، فردیت شکل یافته
مستقل در خلق آثارش می باشد. باید در نظر داشته با شیم که
ترانه کمتر از شعر کار کرد زبانی دارد و مرز میان کارکرد
ارتباطی و زبانی معلق می باشد و همین امر دشواریها و محدودیت
هایی را برای ترانه سرا به عنوان یک هنرمند ایجاد می کند. به
زعم نگارنده ماهیت ترانه با شعر تفاوت هایی دارد و آنهم بر می
گردد به کار کرد آنها . ترانه سرا مجاز نیست که به زبان و
مصابح زبان بنگرد و دنیای شخصی و تجربه های ذهنی و نا خودآگاه
خود را با استفاده از تکنیک های زبانی ترسیم کند، زیرا بخش
عظیمی از مخاطبان خود را ازدست خواهد داد، ترانه در ذات خود
نسبت به شعر از عمومیت بیشتری برخوردار است به عبارت دیگر
کالایی است که دارای تقاضا کنندگان بیشتری است و این عمومیت
باعث میشود که زبان در ترانه به کارکرد ارتباطی خود هم بی توجه
نباشد و ترانه سراباید به تجربه های مشترک قومی و ملی و یا حتی
انسانی اشراف داشته باشد و با این اتمسفر با مخاطبان خود در
ارتباط برقرار کند. این مسئله نباید به بهای قربانی شدن فردیت
هنرمند تمام شود و این اتفاق در هنر ترانه سرایی به ندرت روی
می دهد و جنتی عطایی در اغلب آثار خود علاوه بر حفظ فردیت خاص
خود (مثال:تنهاتر از انسان در لحظه مرگ ، ساده تر از شبنم رو
سفره برگ مطرود هم قبیله محکوم خویشم، غریبه ای طعمه این کندوی
نیشم) کارکرد ارتباطی زبان را نیز مد نظر دارد.مثل ترانه های
کمکم کن نزار اینجا بمونم تا بپوسم و....
همین امر باعث می شود که مخاطبان و دوستداران وی صرفآ شنونده
آهنگ آثار وی نباشند و خود اثر را نیز به عنوان یک دیدگاه تازه
که در هر موضوعی (عاشقانه، اجتماعی) به تجربیات ما چیزی می
افزاید و یا تجربیات عاطفی ما را بازسرایی می کند مورد توجه
قرار می دهد. و این عنصر یکی از نکات بارز و برجسته ایرج جنتی
عطایی می باشد.چیزی که در سایر ترانه سرا ها به جز چند استثنی
یکی از این دو عنصر (فردیت هنرمند و کارکرد ارتباطی زبان) به
نفع دیگری حذف شده است. یعنی ما با خیل عظیمی از از ترانه هایی
مواجه هستیم یا به طور عمیقی سطحی می باشند ویا به ورطه مغاق
گویی و تکلف افتاده اند امید است با بررسی دقیق تر آثار این
هنرمند عزیز در کشف لحظات شاعرانه و عاطفه زبانی وی شما را با
خو سهیم سازیم.
|
labkhand@golesorkhetaraneh.com |
|